موسوی: طبیعتا کوتاهی دولت به حساب اصلاح طلبان گذاشته می گردد

به گزارش مجله پیامکی، یک عضو فراکسیون امید مجلس شورای اسلامی در ارزیابی خود از عملکرد دولت معتقد است دولت در ایجاد این وضع سهم کمتری داشته ولی در خروج از وضع فعلی می توانست بهتر عمل کند.

موسوی: طبیعتا کوتاهی دولت به حساب اصلاح طلبان گذاشته می گردد

سید فرید موسوی می گوید با توجه به اینکه جریان اصلاح طلبی تمام قد از دولت حمایت نموده طبیعی است کوتاهی دولت به حساب اصلاح طلبان گذاشته گردد. او معتقد است بعضی جریان های سیاسی پمپاژ یاس و ناامیدی را در راستای تخریب رقیب انتخاباتی می دانند اما از این غافل هستند که هر کسی از قطار اصلاحات پیاده گردد لزوما سوار قطار آنها نخواهد شد.

این عضو کمیسیون مالی مجلس شورای اسلامی در بخش دیگری از اظهاراتش می گوید که در زمینه مالیات با خلاء جدی روبرو هستیم زیرا فرهنگ ما فرار مالیاتی را ضد ارزش تلقی نمی نماید و حتی بعضی فعالان مالی برای فرار مالیاتی به هم مشاوره می دهند و آن را هوشمندی و خلاقیت می دانند. او بر ضرورت تجدیدنظر در خصوص معافیت های مالیاتی تاکید می نماید و معتقد است که هنوز اراده ای وجود ندارد که کشور را باید با مالیات بچرخانیم. در حالی که به گفته وی رفتار دولتی که به دست مردم نگاه می نماید با دولتی که مردم به دست او نگاه می نمایند تفاوت دارد.

موسوی یارانه های پرداختی را احتیاجمند تجدیدنظر می داند چرا که به گفته او ادامه این روند با وضعیتی که در اقتصاد داریم عملا غیر ممکن است.

مشروح گفت وگوی مجله پیامکی با سید فرید موسوی را در زیر می خوانید:

شما چندی پیش طرحی را برای تشویق آگاهین فساد تهیه و تقدیم مجلس کردید، این طرح به کجا رسید؟

متاسفانه ما در بخش مبارزه با فساد صرفاً یک رویکرد پلیسی و قضایی داریم که تقریبا شواهد بیانگر آن آست که از آن نتیجه مطلوب نگرفته ایم. سوال اینجاست که چرا کشورهای دیگر به پیچیدگی های ما در حوزه فساد نرسیده اند. پاسخ این است که آنها ارتقای شفافیت در ساز و کارهای اجرایی را دنبال کردند و از سویی تقویت نظارت عمومی را به رسمیت شناختند. و صرفاً مبارزه با فاسد مد نظرشان نبوده، ما هم اگر این دو حوزه را تقویت کنیم مبارزه با فساد به صورت کارآمدی اتفاق خواهد افتاد.

مواردی بوده که به جای برخورد با مفسد، با کسی برخورد شده که فساد را علنی نموده است.یک سال با کارشناسان دیوان محاسبات در این زمینه کار کردیم و قوانین کشورهای مختلف را مورد آنالیز قرار دادیم. در کشورهای دیگر برای افرادی که از فسادها اطلاع داشته و آن را اعلام نمایند، یک چتر حمایتی قانونی تعریف شده (تحت قانونی با عنوان سوت زن یا به اصطلاح whistle-blower) اما در کشور ما مواردی بوده که به جای برخورد با مفسد و متخلف، سراغ فردی رفتیم که آن تخلف و فساد را اعلام و علنی نموده است. رویکرد حاضر در کشور باعث می گردد افرادی که از مفسده ای آگاه هستند منفعل شوند اما اگر برای آنها یک چتر حمایتی ایجاد گردد و زمینه تشویق و قدردانی از آنها را فراهم کنیم این مسئله اتفاق نمی افتد و آنها دیگر منفعل نمی مانند در مقابل مفسدان هم خود را مصون نخواهند دانست و احتیاجی به هزینه های بالاتر برای مبارزه با فساد هم نخواهد بود.

چتر حمایتی برای آگاهین فساد تعریف گردد و زمینه تشویق و قدردانی را از آنها فراهم کنیم. این اقدام در همه کشورها رایج است، ما هم تافته جدابافته نیستیم و چنین چیزی می تواند قدم مثبتی برای ما در مبارزه با فساد باشد. علاوه بر این شفافیت در فرآیندهای اجرایی رویکرد دیگری است که خوشبختانه امروز به مطالبه عمومی تبدیل شده و کم کم اطلاعات از کشوی میزها خارج می گردد. در صورت ایجاد شفافیت توفیقات خوبی در مبارزه با فساد خواهیم داشت و حتی زمینه فساد هم کم می گردد.

تشدید برخورد قضایی با مفاسد مالی را چقدر در مهار آنها پیروز می دانید؟

قطعا برخوردهای قضایی که با مفاسد مالی صورت می گیرد هم تاثیراتی داشته است. این روینمودها باعث شده اعتماد مردم به دستگاه قضا تقویت گردد. بعضا اتهاماتی متوجه بعضی افراد می شد اما نهایتا تعیین نمی شد که آیا آنها مجرمند و یا نه، وضعیت آنها در اذهان تعیین نبود. فلذا همیشه در ذهن مردم در مظان اتهام بودند و خلافکار تلقی می شدند و در همین فضا کسانی هم بودند که علی رغم تخلفاتی که داشتند به کارشان ادامه می دادند اما برخوردهای اخیر دستگاه قضا نشان می دهد قوه قضائیه مصمم به برخورد با مفاسد است. علی ایحال ما با چالش هایی در سرمایه اجتماعی کشور روبرو بوده ایم که برگزاری این دادگاه ها و صدور احکام جدی می تواند در تقویت این سرمایه اجتماعی مفید و موثر باشد.

ما با چالش هایی در سرمایه اجتماعی کشور روبرو بوده ایم که برگزاری این دادگاه ها و صدور احکام جدی می تواند در تقویت این سرمایه اجتماعی مفید و موثر باشد.ما بعضا به خاطر انتشار اخبار فسادهای ریز و درشت و عدم قاطعیت یا مطول شدن دادرسی آنها با نزول اعتماد عمومی روبرو بودیم تا حدی که وقتی بعضی از این پرونده ها به نتیجه هم می رسید اثر اجتماعی لازم را نداشت. ما در مجلس با همکاری دستگاه ها باید ببینیم چه بستری موجب بروز این فساد شده تا روزنه تکرار مجدد آن را مسدود کنیم و این فساد بازتولید نگردد.

اگرچه مراقبت هایی نیز باید صورت گیرد و اطلاع رسانی درستی در این باره انجام گردد. به این معنا که از آن طرف پشت بام نیفتیم و وضعیت به گونه ای نباشد که کارگزاران اجرایی ما منفعل شوند و اقداماتی انجام ندهند. جالب که ما معمولا به سراغ کسی که اقدام و فعلی را صورت ندهد نیز نمی رویم و در فضای انفعال که شرح دادم باید حواسمان باشد که توسعه و پیشرفت به محاق نرود.

موضوع تخصیص ارز 4200 تومانی هم از مواردی بود که زمینه را برای بروز رانت و فساد باز کرد، کمیسیون مالی مجلس در این باره چه اقدامی انجام داد؟

درباره سوءاستفاده از تخصیص ارز دولتی هشدار داده بودیم ...افرادی بودند که ارز 4200 تومانی گرفتند و بدون اینکه کالایی وارد نمایند از کشور خارج شدند.از روز اول که موضوع تخصیص ارز 4200 تومانی پیش آمد کمیسیون مالی در این باره موضع گیری کرد و جلساتی را با رئیس مجلس و معاون اول رئیس جمهور داشت. در این زمینه هشدارهایی هم دادیم و آنچه رخ داد برای ما محیر العقول نبود. زیرا نتایج امروز قابل پیش بینی بود. متاسفانه دوستان ما در دولت به این قضیه توجه نکردند. سال گذشته کم کم اخبار ناراحت نماینده ای درباره نحوه تخصیص ارز 4200 تومانی به دستمان رسید که بر همین اساس تحقیق و تفحصی را ارائه کردیم اما در کمیسیون مالی خیلی به طول انجامید و هنوز هم در دستور کمیسیون است. در این مدت هم افراد ذی مدخل در دستگاه های اجرایی تغییر کردند و دستگاه های نظارتی مثل سازمان بازرسی و دیوان محاسبات هم به موضوع ورود داشتند. بخش هایی هم در دولت در این زمینه فعال شدند. تخصیص ارز به این صورت علاوه بر فساد، انگیزه فعالیت سالم مالی را هم از بین برده و از طرفی بسیاری از فعالان مالی را هم در مظان اتهام قرار داد. نهایتا برای مردم عایدی هم نداشت. در حالی که این رانتها و سوء استفاده ها از جیب آنها پرداخت شد. ما امیدواریم خاطیان شناسایی شوند. زیرا خیانت بزرگی صورت گرفت. مراقبت و نظارت درستی هم انجام نشد و پیش بینی ها مورد توجه قرار نگرفت.

همه اینها دست به دست هم داد تا صندلی نظام بانکی در اذهان عامه هم تنزل پیدا کرد. این در حالیست که نظام اجرایی ما خصوصا شبکه بانکی سرمایه ای به جز اعتماد مردم ندارد و این اعتماد به راحتی به دست نیامده است. نظام بانکی در طول سال ها بار توسعه کشور را به دوش کشیده و حتی در زمان جنگ نگذاشته از اعتماد مردم کاسته گردد. اتفاقی که در خصوص ارز 4200 تومانی افتاد اتفاق ناگواری برای بانک مرکزی بود. اگرچه بخشی از این کار توسط دستگاه های دیگر صورت گرفت ولی ساز و کارهای تخصیص بانک مرکزی درست نبود. فرآیند انتخاب در بانک مرکزی انجام شد. البته ثبت سفارش ها هم غیر تخصصی بود ولی به هر حال باید از این منابع ذی قیمت بانک مرکزی مراقبت می شد. البته الان ورود کردند و اصلاحی در فرآیندها صورت داده اند اما اینکه در این شرایط کشور سرمایه ارزی و منابع ما دست سوداگرانی افتاد که مردم برایشان اهمیت ندارند اتفاق تلخی بود. در مواردی افراد این ارز را گرفتند و از کشور خارج شدند و هیچ کالایی هم وارد نکردند.

اخیرا کمیسیون اصل نود مجلس از فرار مالیاتی 2000 میلیارد تومانی یک بانک خبر داده، در شرایطی که حرف از جایگزین شدن درآمدهای مالیاتی به جای درآمدهای نفتی است، با این تخلفات چطور باید برخورد گردد و چگونه می توان درآمدهای مالیاتی را گسترش داد؟

من بدهی مالیاتی را فرار مالیاتی نمی دانم. فرار مالیاتی آن چیزی است که احصا نشده است. در حالی که بدهی مالیاتی در حساب ها آمده است اما فرار مالیاتی حساب نمی آید. یک بخش فرار مالیاتی به نظر من موضوع فرهنگی است. فرهنگ و هنجارهای اجتماعی ما هنوز به این مرحله نرسیده که پرداخت مالیات را اصل و ارزش بداند. ما در این زمینه یک خلاء جدی داریم. فرهنگ ما فرار مالیاتی را ضد ارزش تلقی نمی نماید. حتی بعضی فعالان مالی برای فرار مالیاتی به هم مشاوره می دهند و این امر را هوشمندی و خلاقیت نیز می دانند. در مقابل کارگری که از صبح تا شب عرق ریخته تا مالیاتش کم نگردد مزدش را نمی دهیم یا در خصوص کارمند همین اتفاق می افتد اما گاهی کسی چندین میلیارد تومان زمین خرید و فروش می نماید و مالیاتی پرداخت نمی گردد.

چه خلاءهایی در زمینه مالیات داریم؟

بعضی فعالان مالی برای فرار مالیاتی به هم مشاوره می دهند... اگر مالیات به درستی اخذ گردد 30 تا 40 هزار میلیارد تومان درآمد عاید کشور می گردد.ما پایه مالیاتی را گسترش ندادیم و اخذ مالیات در کشور ما به شیوه سنتی اتفاق می افتد. همچنین بستر و ابزار شناسایی مناسب هم فعلا در اختیار نداریم. طرح جامع مالیاتی هم برای پر کردن همین خلاء آمد. گفته می شد که دستگاه ها همکاری لازم را ندارند و نوعی رودربایستی بین دستگاه ها وجود داشت که خلاف قانون اطلاعات را در اختیار سازمان امور مالیاتی قرار نمی دادند و این سازمان هم پیگیری جدی نمی کرد و کارش در حد توصیه بود اما با سماجت و پیگیری که انجام دادم لیستی از دستگاه ها گرفتیم که اطلاعات لازم را در اختیار سازمان مالیاتی قرار نمی دادند. لیست دستگاه ها در رسانه ها منتشر شد. در همین رابطه جلسه ای در کمیسیون مالی نیز برگزار کردیم تا از همکاری دستگاه ها با سازمان مالیاتی اطمینان حاصل کنیم.

نکته مهم این است که اطلاعات پراکنده دردی را دوا نمی نماید و باید تجمیع گردد و خروجی آن تعیین باشد. طبق گزارشی که داشتیم دستگاه ها در حال حاضر اطلاعات لازم را ارائه می نمایند و سازمان امور مالیاتی هم موضوع را با جدیت پیگیری می نماید، در صورت راه اندازی کامل طرح جامع فعالیت مالی که به هر علتی از دید ماموران مالیاتی تاکنون پنهان مانده قابل شناسایی خواهد بود و باید مالیات خود را پرداخت کند. طبق آنالیز های انجام شده اگر مالیات به درستی اخذ گردد 30 تا 40 هزار میلیارد تومان درآمد برای کشور به همراه خواهد داشت.

برای گسترش پایه های مالیاتی چقدر تجدیدنظر در خصوص معافیت های مالیاتی را ضروری می دانید؟

رفتار دولتی که به دست مردم نگاه می نماید با دولتی که مردم به دست او نگاه می نمایند متفاوت است.ما به صورت بی رویه در قانون معافیت تعریف نموده ایم. زیرا فکر کردیم اگر معافیت بدهیم توسعه اتفاق می افتد. هر روز در مجلس مصوبه ای وجود دارد که معافیت مالیاتی برای یک فعالیت در نظر می گیرد. اینها نشان می دهد هنوز اراده ای وجود ندارد که کشور را باید با مالیات بچرخانیم. باید در این زمینه عزم و اراده جدی تری را ببینیم و دولت، فعالین مالی، مجلس، قوه قضائیه و کل حاکمیت این اهتمام را داشته باشند. به هر حال ما به پول نفت عادت نموده ایم و این تغییر رویکرد کار سختی است. رفتار دولتی که به دست مردم نگاه می نماید با دولتی که مردم به دست او نگاه می نمایند تفاوت دارد و این یک نکته مهمی است که باید مورد توجه قرار گیرد و قطعاً این مهم در افزایش سرمایه اجتماعی کشور هم تاثیر گذار است. شرایط امروز ما به گونه ای است که احتیاج داریم کار را با مالیات به پیش ببریم. طبیعتا اگر درآمد مالیاتی ما بالا باشد تهدیدها علیه ما هم کمتر اثرتر خواهد بود.

از چند ماه گذشته حرف و حدیث هایی در خصوص سهمیه بندی بنزین یا حذف یارانه آن مطرح شده، در شرایط فعلی مالی امکان حذف یارانه ها وجود دارد؟

باید در روش فعلی پرداخت یارانه ها تجدیدنظر کنیم؛ زیرا ادامه این روند با وضعیتی که در اقتصاد داریم عملا غیرممکن است.در خصوص بنزین و یارانه های دیگر اتفاقی که در جامعه ما می افتد این است که بخش هایی از جامعه احتیاجمند حمایت دولت هستند، دولت الان هم این هزینه را پرداخت می نماید ولی به هدف اصلی خود اصابت نمی نماید و اتفاقا این هزینه برعکس عمل می نماید. افرادی از جامعه که امروز معیشت شان مورد تهدید قرار گرفته از بنزین استفاده ننموده و یا کمتر بهره مند هستند. در مقابل افزایش این اقلام در سبد خانواده هایی که بیشترین یارانه را در حوزه بنزین و سایر خدمات دریافت می نمایند تاثیری ندارد. روش فعلی هم هزینه دولت را بالا برده و هم بی عدالتی ایجاد نموده است. در حالی که می گردد با یک سری تمهیدات تبعات اجتماعی این قضیه را هم کاهش داد و هزینه ها را مدیریت کرد. درآمدهایی که از این محل حاصل می گردد می تواند در حوزه های دیگر مورد استفاده قرار گیرد و در اینصورت بخش هایی که باید مورد حمایت قرار گیرند از یارانه بهره مند می شوند. ما باید در ادامه روش جاری بازنگری کنیم. زیرا ادامه این روند با وضعیتی که در اقتصاد داریم عملا غیر ممکن است. هر سال هم ممکن است انتخاباتی در پیش باشد ولی بالاخره باید تصمیم جدی بگیریم. متاسفانه هنوز اتفاق نظر جدی بین همه سیاست گذاران در این رابطه وجود ندارد و برای مجلس هم تصمیم سختی است. من معتقدم با یک سری ساز و کارها می توان تبعات اجتماعی این موضوع را کنترل کرد و اگر این کار درست انجام گردد تبعات مثبت هم خواهد داشت.

با توجه به مسائل معیشتی به وجود آمده و نقدهای که نسبت به عملکرد دولت مطرح می گردد، شما عملکرد دولت آقای روحانی را چطور ارزیابی می کنید؟

روحانی از بدنه حامیان سیاسی خود فاصله گرفته است ... طبیعی است کوتاهی دولت به حساب اصلاح طلبان گذاشته گردد ... محبوبیت اصلاح طلبان با چالش روبرو شده است ... هرکس از قطار اصلاحات پیاده گردد لزوما سوار قطار جریان مقابل نمی گردد.از یک طرف آقای روحانی در شرایطی مسئولیت کشور را قبول کرد که بعضی رقبای ایشان بعد از انتخابات فراموش کردند انتخابات تمام شده است. از طرف دیگر نیز ایشان از بدنه حامیان سیاسی خود هم فاصله گرفت و جهت به گونه ای پیش رفت که می توانست کارنامه بهتری ارائه کند اما این اتفاق نیفتاد. نظام اطلاع رسانی دولت هم متاسفانه بسیار ضعیف عمل کرد و دستاوردها و توفیقات دولت را نتوانست به نحو شایسته منعکس کند که همین نقیصه همچنان هم ادامه دارد. محدودیت های بین المللی هم مزید بر علت شد. البته در بعضی حوزه ها مسائلی رخ داد که دولت باید سریعا درباره آن تصمیم گیری می کرد. من معتقدم سهم دولت در حدوث وضع جاری با سهم دولت در برون رفت از وضع جاری دو موضوع جداگانه است. طبیعتا دولت در ایجاد این وضع سهم کمتری داشته ولی در خروج از وضع فعلی می توانست بهتر عمل کند.

نظر شما درباره میزان مشارکت مردم در انتخابات پیش رو چیست؟

انتخابات یکی از دستاوردهای بزرگ انقلاب بوده و نقطه قوت جامعه ماست. این امر همبستگی بین حاکمیت و مردم را هم تقویت می نماید. بدخواهان انقلاب و مردم همین مهم را هدف قرار دادند و به درستی تشخیص دادند عاملی که باعث می گردد ایران در معادلات بین المللی و منطقه ای نقش آفرینی می نماید، قدرت نرم آن و اتحاد و انسجام بین مردم و حاکمیت است. ناامیدی مردم بستر ساز عدم مشارکت آنها خواهد بود. با این پیش فرض آنها سعی کردند با پمپاژ یاس و بزرگنمایی بعضی خطاها اتحاد موجود در کشور را متزلزل و مردم را نا امید و مایوس نمایند. متاسفانه بخشی از جریان های سیاسی هم این قضیه را به درستی درک نکردند و در جهت منافع جناحی خود بر همان طبل کوبیدند. زیرا فکر کردند پمپاژ یاس و ناامیدی در راستای تخریب رقیب انتخاباتی است و آن را پررنگ کردند.

باید ببینیم چه بستری موجب بروز این فساد شده تا روزنه تکرار مجدد آن را مسدود کنیم و این فساد بازتولید نگردد.در این ناامیدی بی شک بعضی کاستی ها در دولت هم بی تاثیر نبوده که از یکسو موجب نارضایتی مردم و از سوی دیگر موجب سوءاستفاده جریان های رقیب و معاند نیز شده است. در این میان نباید فراموش کرد که انتخابات یک مراسم آیینی نیست و باید حاوی معنی هم باشد، کوشش در جهت تضعیف مجلس و دور کردن آن از راس امور بودن، آن را از معنی تهی می نماید و همین امر یکی دیگر از علل عدم استقبال مردم در انتخابات است که باید کوشش گردد مجلس به صندلی اصلی خودش بازگردد و در این مهم همه باید کوشش نمایند.

بر همه دلسوزان کشور فرض است که زمینه های ناامیدی مردم و در نتیجه آن علل عدم مشارکت را شناسایی و در بهبود شرایط و اصلاح نارسایی ها اقدام نمایند. طبیعتا جریان اصلاح طلب هر وقت مشارکت بیشتر بوده توفیقات خود را رقم زده است. جریان مقابل غافل هستند از اینکه هر کسی از قطار اصلاحات پیاده گردد لزوما سوار قطار آنها نخواهد شد.

همه این اتفاقات دست به دست هم داده تا رقبای انتخاباتی ما شاد شوند زیرا هر وقت مردم حضور پررنگی نداشتند آنها برنده میدان بودند در حالی که جریان اصلاح طلبی چالش بیشتری در این شرایط دارد. زیرا سرمایه ما همیشه مردم بوده اند و هر وقت مردم پای صندوق های رای آمدند توانسته ایم پیروزیت کسب کنیم و روینمودها و برنامه های توسعه ای خود مبتنی بر اصلاح را به نتیجه برسانیم.

یعنی شما معتقدید محبوبیت اصلاح طلبان از بین رفته است؟

من فکر می کنم محبوبیت اصلاح طلبان با چالش روبرو شده است، اما این به معنی تقویت رقیب نیست که بعضی از آنها از عدم حضور استقبال می نمایند. هلهله پیروزی منتج از عدم حضور مردم شایسته گروه ها و فعالان سیاسی نیست. ما در چنین وضع بین المللی احتیاج به حضور مردم و تقویت رابطه مردم و حاکمیت داریم. امروز این عدم حضور، سرمایه اجتماعی و منافع ملی ما را تقویت نمی نماید. ما باید سرمایه اجتماعی و قدرت نرم را افزایش دهیم و بر اساس آن قطعا پیروز تر از قبل عمل خواهیم کرد. عدم حضور جریانهای سیاسی در انتخابات هم معنایی ندارد. اصلاح طلبان در انتخابات قطعا مشارکت خواهند کرد. جریان اصلاح طلبی تمام قد از دولت حمایت کرد و طبیعی است کوتاهی دولت به حساب اصلاح طلبان گذاشته گردد. ما باید واقعیت ها، شرایط و محدودیت ها را در مجلس و دولت تشریح کنیم ، به نظرم مردم در آن صورت ارزیابی دیگری خواهند داشت.

نقدها زیادی به عملکرد فراکسیون امید مطرح می گردد، ارزیابی شما از عملکرد این فراکسیون چیست؟

در خصوص فراکسیون امید بهتر است مردم قضاوت نمایند. ما باید توجه داشته باشیم که با چه هدفی آمدیم و محدودیت هایمان چه بوده است. اینکه 30 نفر از نمایندگان تهران از اصلاح طلبان باشند به این معنی نیست که مجلس اصلاح طلب است. تعداد رای ما هم در بزنگاه ها تعیین است. آمار و ارقام کامل نشان می دهد که ما اکثریت نداشتیم. البته شرایط به گونه ای هم نبود که گروهی دیگر اکثریت داشته باشد. در چنین شرایطی ارائه پاسخ اثربخش به همه مطالبات عمومی قطعا مقدور نبود. گرچه کوشش زیادی شده تا امید مردم ناامید نگردد. ما در حد توانمان اجازه ندادیم محدودیت های بیشتری به مردم تحمیل گردد.

من معتقدم بعضی در با بالا بردن انتظارات بدون توجه به محدودیتها و شرایط این هدف را دنبال می کردند که فاصله ای بین حاکمیت و مردم ایجاد گردد. مردم از رقیب ما عبور نموده بودند و این وسط جریان اصلاح طلبی و تعیینا فراکسیون امید قرار داشت و ما حسب وظیفه اجازه ندادیم محدودیت های بیشتری به مردم تحمیل گردد... بیشترین تخریب ها متوجه فراکسیون امید و جریان اصلاح طلبی شد.بیشتر با مردم در ارتباط بوده و هستیم. بر همین اساس برای اینکه منویات آنها مبنی بر فاصله مردم و حاکمیت حاصل گردد طبیعی بود که باید بیشترین تخریب ها متوجه فراکسیون امید و جریان اصلاح طلبی می شد. البته ما هم در مجلس در حوزه اطلاع رسانی و روابط عمومی بسیار ضعیف عمل کردیم و این موضوع نقیصه بزرگی است که موجب شد نتوانیم ضمن تبیین بعضی اقدامات صادقانه، محدودیت های مان را برای جامعه تشریح کنیم.

منبع: خبرگزاری ایسنا
انتشار: 2 مهر 1398 بروزرسانی: 6 مهر 1399 گردآورنده: smslovely.ir شناسه مطلب: 279

به "موسوی: طبیعتا کوتاهی دولت به حساب اصلاح طلبان گذاشته می گردد" امتیاز دهید

امتیاز دهید:

دیدگاه های مرتبط با "موسوی: طبیعتا کوتاهی دولت به حساب اصلاح طلبان گذاشته می گردد"

* نظرتان را در مورد این مقاله با ما درمیان بگذارید